آرش کوچولوآرش کوچولو، تا این لحظه: 12 سال و 7 ماه و 13 روز سن داره
دخملیدخملی، تا این لحظه: 9 سال و 11 ماه و 7 روز سن داره

جوجه های مامان

چهارده ماهگی

پسر گلی مامان سلام.الهی من قربونت برم که اینقده بزرگ و آقا شدی. پسر نازم از نه ماهگیت سعی کزدم اعضای صورتو بهت یاد بدم،ولی علاقه نداشتی.حالا خودت دوس داری یاد بگیری.انگشتتو میذاری رو چشممو با یه حالت قشنگی میگی هووو!!(البته اونی که میگی قابل نوشتن نیست).  میگم چشم،میخندی میگی دم!یا انگشت کوچولوتو میذاری رو ابرومو همون حرفتو میزنی که این چیه!میگم ابرو میخندی.بعد میخوای تکرار کنی،چیزی بر وزن ابرو میگی ولی همش د توش داره. میگم آرش چشمت کو،صاف انگشتتو میکنی تو چشمم!رو ما نشون میدی،نه رو صورت خودت. متاسفانه هنوز موقع شیر خوردن باید موهای یه نفرو بگیری.اگه کسی پیشمون باشه،دستتو سمتش دراز میکنی و از خودت صدا درمیتپاری که...
28 ارديبهشت 1394

سفرنامه اصفهان

سلام سلام سلام.این دفه غیبتمون  کمی طولانی شد.یه ماهه میخوام این پستو بذارم ولی وقت نمیشه.ماشالا پسر گلی وقتی برام نمیذاری. امسال عید تصمیم داشتیم بریم سفر،ولی به توافق نمیرسیدیم کجا بریم.بابایی همش میگفت بریم مشهد.من مخالف بودم.هم خیلی دور بود هم تو عید خیلی شلوغه.دوس داشتم بریم جنوب ولی بابایی قبول نمیکرد. قرار شد بریم جایی که نزدیکتر باشه تا شما هم تو راه اذیتمون نکنی.مخصوصا اینکه تنها هم بودیم.من پیشنهاد دادم بریم اصفهان بعد بریم یزد.بابایی با یزد موافقت نکرد.این شد که راه افتادیم سمت اصفهان. اولش قرار بود بیست و هشت اسفند حرکت کنیم،ولی شب قبلش برات جشن تولد گرفته بودیم و خیلی خسته بودم و کلی کار عقب افتاده دا...
17 ارديبهشت 1394
1